امروز دوشنبه, 30 مهر 1397 - Mon 10 22 2018

منو

عقيده برخي از فقهاي سني درباره توسل

 

عقيده برخي از فقهاي سني درباره توسل 

همان‌طور كه گفتيم «توسل» در نظر اكثر عالمان اهل تسنن، مقبول و بلكه مطلوب است. اينك آراي برخي از آنان را ذكر مي‌كنيم:

ابن تيميه از احمد بن حنبل نقل مي‌كند كه او توسل به پيامبر و دعا در نزد آن حضرت را جايز مي‌دانست و مي‌گفت از او نظري كه مخالفت با توسل را نشان دهد، نقل نشده است.[1] شوكاني نيز مي‌گويد: به خداوند، به وسيله پيامبران و نيكوكاران توسل مي‌شود.[2] سمهودي شافعي نيز آن را روا دانسته، مي‌گويد: «گاهي توسل به پيامبر(ص) به اين معنا است كه ايشان توانايي دارد كه سبب باشد، و سببّيت پيامبر(ص) به درخواست و شفاعت آن حضرت از پروردگار بلااشكال است. پس حقيقت و بازگشت توسل به پيامبر(ص)، به درخواست دعاي آن حضرت است؛ گرچه عبارت فرق داشته باشد.

شافعي نيز از معتقدان به جواز توسل بود. از او نقل است كه «هرگاه حاجتي براي من پيش آيد نزد قبر ابوحنيفه مي‌روم و دو ركعت نماز به جاي مي‌آورم و به او تبرك مي‌جويم و حاجت خود را از خداوند در نزد او مي‌خواهم.»[3] ابو علي خلال حنبلي نيز از ديگر كساني است كه قائل به جواز  توسل است. او مي‌گويد: «هرگاه امري مرا اندوهناك سازد، به سوي قبر موسي بن جعفر(ع) مي‌روم و به او توسل مي‌جويم و خداوند آنچه را كه مي‌‌خواهم، برآورده مي‌سازد.»[4]

 

نتيجه و تذكر مهم

1. مرگ امر عدمي نيست، وارتباط با جهان برزخ هم اكنون نيز وجود دارد.

2. سيره مسلمانان در گذشته وحال، بر توسل به پيامبران و اولياي زنده و مرده، پيوسته جاري بوده است.

3. وسايلي كه به مدد آنها بنده به خداي سبحان تقرب پيدا مي‌كند، بايد به تعيين شارع باشد. از قرآن و سنت مي‌توان فهميد كه وجود مبارك پيامبر و فرزندان معصوم ايشان در حيات و ممات، يكي از بهترين وسايل تقرب به خداند و طلب حاجت است.

4. اما تذكر مهمي كه بايد در پايان اين بخش يادآوري كنيم، آن است كه شيعيان نيز نبايد در توسل و زيارت، به‌گونه‌اي عمل كنند كه بهانه به دست دشمنان دهند و يا مرتكب خلاف شوند. حقيقت توسل، واسطه قرار دادن اوليا است. پس اگر كسي معتقد باشد كه امامان معصوم(ع) مستقلا مي‌توانند كاري انجام دهند، از مصاديق غلو است. همچنان‌كه وهابي‌ها بر خطا هستند، غلات (يعني كساني كه غلو مي‌كنند) نيز خلاف‌كار و خطاكارند. گاهي ديده مي‌شود كه شيعيان طوري رفتار مي‌كنند كه ناظران گمان مي‌كنند ما براي ائمه(ع) مقامي برتر از مخلوق قائليم. بنابراين بايد توجه كرد كه مبادا در عشق به ائمه(ع) و عقيده به مقام بلند آنان غلو كنيم. آن بزرگواران، خود را بنده و مخلوق و پرستنده خدا مي‌دانستند و به هر مقامي كه رسيده‌اند از بندگي خدا است.

متأسفانه ما با دو گونه انحراف مواجهيم: افراط و تفريط. برخي، امامان(ع) را انسان‌هايي معمولي و عادي مي‌دانند (تفريط) و برخي آنان را تا مقام الوهي بالا مي‌برند. از اين رو است كه علي(ع) در نهج‌البلاغه مي‌فرمايند دو گروه درباره من دچار هلاكت شدند: نخست آنان كه در حق من غلو كردند و دوم گروهي كه درباره من تقصير كردند و مرا كمتر از آني كه هستم، پنداشتند.

در عزاداري‌ها، زيارت‌ها و توسلات بايد به‌گونه‌اي عمل كرد كه از جاده اعتدال دور نشويم؛ وگرنه نه تنها خدمتي به مكتب اهل بيت(ع) نكرده‌ايم، بلكه با آنان دشمني ورزيده‌ايم. شاعران، گويندگان و نويسندگان بايد مراقب باشند كه چيزي بر دين نيفزايند و چيزي از آن نكاهند. از اين رو توصيه مي‌شود كه به انديشه‌ها و آراي علماي بزرگ توجه كنيم و از آنان سبقت نگيريم. آنچه در برخي از مجالس عزاداري گفته مي‌شود، به هيچ روي مرضي نيست و بايد جلو آنها را گرفت؛ وگرنه شيعه متهم به غلو و انحراف خواهد شد و دفاع از مكتب تشيع با مشكلات بسياري روبه‌رو مي‌شود.



[1]. ابن تيميه، التوسل والوسيله، ص 144 و 145، نشر دار الآفاق،سال 1399 هـ.ق.

[2]. شوكاني، تحفه‌الذاكرين، ص 37.

[3]. تاريخ بغداد، ج1، ص123 باب ما ذكر في مقابر بغداد.

[4]. همان.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

  1. خطبه ها
  2. آخرین اخبار