امروز شنبه, 05 خرداد 1397 - Sat 05 26 2018

منو

مراحل شکر

اگر کسی شکر بگوید ،نعمتها متوجه او است
مراحل شکر

1-شکر زبانی
یکی از مراحل شکر،شکر زبانی است .همین که ما معمولا تنها مصداقش را می گیریم ؛یعنی شکر زبانی به زبان ،شکر خدا گفتن .وقتی در کنار سفره نعمت پروردگار نشسته ای ،چرا شکر نگویی .وقتی سوار هواپیما می شوی چرا شکر نگویی.:
"...سبحان الذی سخرلنا هذا وماکنا له مقرنین "
"منزه است آنکه این را برای ما رام نمود ،چیزی که ما هرگز توان آن را نداشتیم."
چرا نگویی اگر تسخیر الهی نبود انسان کجا وپرواز کجا ؟خدایا تو را شکر می کنیم ،این را برای ما مسخر کرده ای .این که یک دانه گندم می کاری تا هفتاد سنبل جوابت می دهد ،این را شکر کن .کنار خرمن گندم قبل از هر چیزی بگو :شکر الله وشکر زبانی به جای آر.
این سنت بسیار خوب در میان خانواده ها وجلسات عمومی رواج دارد که مردم بعد از استفاده کردن از نعمت ها،ولی نعمت خود را یاد می کنند؛مثلا بعد از صرف غذا ،در جلسات عمومی وخصوصی خدا را شکر می گویند.این سنت بسیار خوبی است والبته تکلیف نیز چنین است ودر عرف نیز برداشت مردم این است که اگر کسی شکر زبانی نگوید ،شاکر واقعی نیست .شاکر باید به زبان ،مراتب سپاس خود را اعلام کند .
روایات زیادی ما را به این نوع شکر هدایت کرده وعبارات جامعی را در زمینه چنین شکری به ما آموخته اند که برای مثال به یک نمونه اکتفا می کنیم :
در حدیث داریم که مرکب امام صادق علیه السلام گم شد .فرمود:
"لئن ردها الله علی لاشکرن الله حق شکره"
"اگر خدا این مرکب را به من باز گرداند خداوند را به شکرانه  حقیقی ،سپاس خواهم گفت ."
راوی می گوید:طولی نکشید مرکب را آوردند.
فقال:"الحمدلله."فقط فرمود:"الحمد لله"
"فقال له قائل "جعلت فداک ،الیس قلت لا شکرن الله حق شکره"
"کسی گفت :فدایت گردم ،مگر خودتان الان نگفتید اگر این حیوان برگردد ،من شکر خدا را آن چنان که حق آن است ،ادا می کنم "؟
"فقال ابوعبدالله علیه السلام :الم تسمعنی قلت :الحمدلله"
"مگر نشنیدی که من گفتم :الحمدلله (یعنی این عبادت در مقام شکر زبان کافی است )
حق هم همین است ،وقتی نعمتی به انسان میرسد ،شکر زبانی به عنوان یک تکلیف متوجه آدمی است وروایات زیادی در اهمیت شکر زبانی وجود دارد وائمه علیه السلام به ما فرمودند که در قبال نعمت ها چه عکس العملی باید داشته باشیم .
جامع ترین کلمه در شکر زبانی همین "الحمدلله" است .همه حمدها به تعبیر ادبا ،جنس حمد ،کل الحمدلله ،فقط از آن خدا است واز این عبارت جامع تر وجود ندارد.
از امام صادق علیه السلام سوال کردند اگر بخواهیم شاکر باشیم چه باید بکنیم؟فرمود:
"اذا ذکراحدکم نعمه الله عزوجل فلیضع خده علی التراب شکرالله..."
"وقتی یکی از شما به یاد نعمت پروردگار افتاد ،به شکرانه آن نعمت ،صورت بر زمین گذارد وخدا را شکر کند."
امام می فرماید :تا به یاد نعمتی افتادید خدا را شکر کنید ،مثلا خدا را به خاطر فرزند صالحی که به شما عطا فرمود شکر کنید ؛زیرا فرزند صالح نعمت بزرگی است همچنین جوانان بدانند که پدر صالح ،نعمت کوچکی نیست ،آن پدر بریده از زندگی را تصور کن که هم وغم او در زندگی ،تلاش وکوشش در راه مسائلی است که مسئولیت پدر بودن به دوش او انداخته است .این پدر راببین وبه وجود او ،هم افتخار کن وهم شکر کن ،لذا امام می فرماید:شکر،این است که وقتی نعمت خدا را متذکر شدید ودیدید که فرزند خوب ،همسر خوب وپدر ومادر خوبی دارید ،فورا صورت به خاک بگذارید وخدا را شکر کنید .
هم چنین در ادامه می فرماید :
"وان کان راکبا فلینزل فلیضع خده علی التراب ؛وان لم یکن یقدر علی النزول للشهره فلیضع خده علی قربوسه فان لم یقدر فلیضع خده علی کفه ،ثم لیحمدالله علی ماانعم الله علیه"
"اگر سوار مرکب هستید پیاده شوید وصورت بر خاک گذارده وشکر کنید .اگر در میان جمعی ،روی مرکبی نشسته اید بدون اینکه جلب توجه کنید صورت خود را برمرکب بگذارید واگر از آن هم معذورید ،صورت را روی کف دست بگذارید وبگوئید :شکرا لله"همه اینها مراحل شکر است.
سعدی می گوید :"در هر نفس دو نعمت وجود دارد "در صورتی که در هر نفسی میلیاردها نعمت وجود دارد ،یک نفس کشیدن مگر به همین راحتی است ؟چقدر عوامل باید دست به دست هم بدهد تا انسان بتواند نفس بکشد ،همین خود ،نعمت است.آیا جریان هوا فقط یک نعمت است ؟آیاهمین که زمین آرام است نعمت نیست ؟
"الم نجعل الارض مهادا"
"آیا زمین را گهواره وار قرار ندادیم."
همین که خدا کوهها را مانند میخ در زمین فرو کرده است تا از طغیان زمین جلوگیری کند ،فقط یک نعمت است ؟حالا سعدی همین دو نعمت را حساب کرده است :نفس را به عنوان دو نعمت :دم آن یک نعمت وبازدم نیز نعمت دیگر .یکی ممد است ودیگر مفرح.کمترین وظیفه این است که خدایا! ما توراشکر می کنیم واعتراف داریم که نمی توانیم حق شکرت را ادا کنیم لذا با تمام وجود میگوییم :"الحمدلله"هرچه خوبی حمد وعظمت است ،از تو است .اعتراف به ناتوانی تنها چیزی است که در توان ماست وبه عنوان وظیفه چنین عمل می کنیم .
آیا آن روایات که درباره شکر میگوید :اگر کسی شکر بگوید ،نعمتها متوجه او است ،همین است ؟اگر یک انسان از کار وتلاش وکسب دست برداردوگوشه مسجد تسبيح به دست بگيرد ومدام بگويد :شكرالله ،آيا اين كار براي او آب ونان مي شود ؟آيا مشكلاتش را حل ميكند ؟هرگز !هر كس شكر را چنين معنا كند ،خود،كمال ناشكري ونفهميدن معناي شكر است واز مصاديق روشن كفران نعمت گسترده پروردگار است .شكر زباني،بعد سطحي شكر وكاري ابتدايي در برابر انعامي بسيار گسترده وعميق از صاحب نعمتي بزرگوار است .پس شكر زباني مرحله اول شكر است.
2-شكر قلبي
مرحله ديگر شكر شكر قلبي است ؛يعني اينكه انسان در عمق جان بپذيرد كه نعمت ها از آن پروردگار است عالم محضر خداست وهر چه هست متعلق به او است .مسلما اين مرحله نيز از مراحل انجام شكر در برابر پروردگار است وبرخي تا اين مرحله هم شاكرند.
3-شکر عملی
مرحله مهمی که در موضوع شکر مورد غفلت است ،مرحله عملی است ،شکر عملی،شکر کامل است واز انسان ،شاکر کامل می سازد ،اما این شکر عملی یعنی چه ؟شکر عملی ،یعنی از هر نعمتی آنچه را خدا اراده فرموده است ،بهره بگیرید ودر هر راهی که خدا فرموده است خرج کنید .چنین برخوردی مشکل روانی ومالی را حل می کند .یک جامعه ،اگر به این شکل شاکر باشد ،اقتصادش حل است "لئن شکرتم لازیدنکم"نکته اینجاست که نفرموده :"لئن شکرتم لسانالازیدنکم"آیا در آن شکر زبانی قید شده است ؟آیا گفته شده که انسان کنار نعمت بنشیند وبه جای اینکه حرکت کرده واز نعمت استفاده کند ،فقط تسبیح به دست بگیرد وشکرالله بگوید.آیا این شکر است؟شکر نعمت به این نیست که فقط با زبان خدا را شکر کنیم ،البته این هم است ،اما شکر واقعی این است که فکر کنید خدا گوش،چشم،زبان واستعدادها را برای چه داده است ؟آیا چشم وگوش را به شما داده است که با آن گناه کنید؟زبان داده است که با آن غیبت کنید؟وتهمت بزنیدوعلیه برادر دینی شایعه پراکنی کنید؟
خداوند علم ،هنر ،قدرت بیان وقلم را –که می توان ذهن وضمیر خود را با آن آشکار کرد وبه اندازه توان به اسرار وزیبایی های هستی پی برد –برای چه به انسان ارزانی داشته است ؟
اگر جامعه،شکر به این معنا داشته باشد ؛یعنی هر نعمتی را در مسیر خودش ودر هر موردی که خداوند فرموده است ،مصرف کند،در این صورت چنین جامعه ای با مشکل مواجه نخواهد شد.
خداوند می فرماید:
"اعملواءال داودشکراوقلیل من عبادی الشکور"
"ای آل داود ،شکر را در مقابل عمل انجام دهید وچه بسا اندک اند بندگان سپاسگزار من"
تکیه گاه این آیه تماما شکر عملی است وشکر را باید در عمل نشان داد.
این آیه راجع به عظمت حضرت سلیمان علیه السلام است که جن وانس در خدمتش بودند .آن حضرت حاکمیتی گسترده بر انسانها وبرخی از پریان داشت .چنین حکومتی با این همه گستردگی ،در خدمت سلیمان بن داود بود.
"یعملون له ما یشاء"
"هر چه او می خواست انجام می دادند."
از نظر رفاه وآسایش در زمینه ای وسیع وغیر قابل تصور وپندار بود.تمامی امکانات مادی ومعنوی ،برای ایشان فراهم بود،از یارانی چون "ابن برخیا"که در یک چشم به هم زدن ،تشکیلات وسازمان دولتی ملکه سبا را نزد حضرت سلیمان حاضر کرد گرفته تا جنیان چیره دستی که کلیه لوازم مادی دستگاه بسیار گسترده حکومت آن حضرت را فراهم می کردند.باد وباران وطبیعت در اختیار ایشان بود ،کلام ونحوه ارتباط با حیوانات را می دانست وخلاصه اینکه جامعه ای ایده ال ومدینه ای فاضله ،با تمام جوانب آن ،از امکانات گسترده تا نیروها وتخصص های فراوان ،برای آن حضرت مهیا بود.
در یک چنین شرایطی می فرماید :"اعملواءال داود شکرا".تکلیف آل داود در این زمینه مساعد واین میدان کار چیست؟این همان شکر عملی سلیمان،فرزند داود در مقابل نعمتی که خداوند به او داده است ،می باشد.به راستی از این امکانات ،نیروها واستعدادها چگونه باید استفاده کرد ؟آیا منظور جز بهره برداری صحیح واصولی از امکانات است ؟این همان توجه به شکر عملی است ،آری حکومت صالح برای مردم نعمت بزرگی به حساب می آید ونیز مردم خوب وشرایط اقتصادی مطلوب ،نعمت بزرگی برای حکومت ها است وهم چنان که مردم مخاطب خطاب "اعملوا شکرا"هستند ،نظام حکومتی ومسئولین هم مخاطب به خطاب "اعملوا شکرا "هستند.
استعدادهای مردم وامکانات باید جمع شوند تا زمینه شکر فراهم گردد.مسئولین ومردم ،قدر شرایط مستعد را بدانندودر کنار یکدیگر شکر عملی را سامان دهند .
بیان صریح قرآن است که "اعملواشکرا"یعنی بیایید شکر عملی کنید ،شکر عملی برای "یعملون له ما یشاء"چیست؟به نظر می زسد نیاز به توضیح نداشته باشدوبه خوبی روشن است که در این"یعملون له مایشاء"وبه عبارت بعد از آن ؛یعنی"اعملوا ءال داود شکرا"همه چیز نهفته است وفقط مربوط به شکر زبانی وگفتن الحمدلله نیست .البته باید گفت اگر الحمدلله وشکر زبانی نباشد ،آن شکر ناقص است .اگر همه شرایط مادی فراهم باشد ،لیکن"الحمدلله"در جامعه نباشد ،آن شرایط مادی تبدیل به نکبت می شود ،اما آیا همین الحمدلله کافی است؟آیا تنها اقرار به زبان در مقام شکر،آخرین حرف است یا یکی از حرفها است ؟این آیه شکر عملی را لازم میداند وبدان امر میکند.

برگرفته از کتاب :شکر در آینه وحی

مولف:غلامعلی نعیم آبادی

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

  1. خطبه ها
  2. آخرین اخبار