امروز شنبه, 05 خرداد 1397 - Sat 05 26 2018

منو

شكر در روايات

شكر در روايات

"هيچ شكري در مقام سپاس از نعمت هايي كه در دست انسان است ،بهتر از بذل آن نعمت نيست وعالي ترين نوع شكر ،بذل نعمت است."

در اينجا به چندروايت اشاره مي كنيم:
1-امير مومنان مي فرمايد:
"شكر العالم علي علمه عمله به بذله لمستحقه "
"سپاس دانشمند از دانشش اين است كه به آن عمل كند ودر اختيار كساني كه نياز دارند قرار دهد."
كسي كه توفيق پيداكرد وعالم شد ،آياكافي است كه هر وقت كه يادش بيايد ،به زبان بگويد الحمدلله ؟كسي كه قرآن را مي فهمد،مي تواند تاريخ اسلام يا مسائل علمي ،تجربي ،فلسفي وعلوم ديگر را تجزيه وتحليل كند ،اگر فقط بگويد :الحمدلله ،كافي است؟اين سخن درست است كه بايد حمد خدا رابگويد ،اما روشن است كه اين شكر عملي نيست .هر گروهي دستور العمل معيني را نسبت به خداوند وولي نعمت خود دارد .براي مثال اگر عالم ودانشمند بخواهد شكر عملي كند ،بايد علم خود را در اختيار ديگران قرار دهد .دانشمند علوم تجربي ،بايد علم را به عنوان ابزاري براي عمل به كارببرد ودر تربيت وپرورش شاگرد بكوشد ،اينها مفاهيم واقعي شكر عملي است .
اين روايت ثابت مي كند ،شكر واقعي فقط الحمدلله نيست ،شكر عملي اين است كه انسان هم خود بهره ببرد وهم جامعه را بهره مند سازد .اگر علامه روزگار باشد وننويسد تا مردم از نوشته اش استفاده بكنند وبيان هم نكند تا از گفته اش بهره ببرند؛يعني نه خود موفق به بهره گيري از علم خود باشد نه ديگران ،اين عمل فايده اي ندارد؛زيرا غير ازآن كه موجب رنج وتعب ووسيله ناراحتي وعذاب دانشمند باشد ،چيز ديگري نيست ودر مورد ثروت هم ،چنين است.آيا شكر ثروت همين است كه انسان وقتي كه از آن استفاده كرد يا امكانات مادي خودش راديد ،فقط بگويد الحمدلله ؟البته چنين نيست.
2-كليني از امام صادق عليه السلام نقل مي كند:
"هل للشكرحداذافعله العبدكان شاكرا؟قال:نعم ،قلت :ماهو؟قال :يحمدالله علي كل نعمه عليه في اهله ومال وان كان فيماانعم عليه في ماله حق اداه"
"شخصي مي گويد:از امام عليه السلام پرسيدم :آيا شكر حدي دارد كه اگر انسان به آن عمل كند شاكر به حساب آيد؟فرمود:بله.گفتم:آن حد كدام است؟فرمود :خدا را در هر نعمتي كه براو است ،اعم از اهل ومال ،حمد كند"يعني انسان در مقابل نعمت هاي پروردگار شكرگزار باشدواگر حقي برمال اواست ،اداكند.
وقتي كه حديث مي فرمايد:شكر نيمي از ايمان است ،اشاره نمي كند كه مقصود چگونه شكري است والبته نبايد تصور كرد كه اگر روزي صد بار الحمدلله بگوييم،پنجاه درصد ايمان را بدست آورده ايم ،بلكه ثروت ،شكري دارد كه اين تشكر فقط با گفتن الحمدلله انجام نمي شود.اگر از نظر زماني بتوانيم ميليون ها بار الحمدلله بگوييم،ولي به مسائل ديگرش عمل نكنيم ،به عنوان شاكر قلمداد نخواهيم شد ،براي مثال،شكر ثروتي كه خدا به ما عطاكرده است ،اداي حق نهفته در درون آن به صاحبان حق ،از قبيل فقيران ومساكين است:
{وفي اموالهم حق للسائل والمحروم}
"در اموال آنها حقي براي درماندگان ومحرومان قرار داده شده است ."
اگر فقير در فقر بسوزد وما در سر سفره رنگين ،بگوييم الحمدلله ،آيا اين معناي شكر است؟در تابستان گرم،همسايه،ازگرما خوابش ببرد وميليونها سرمايه در اختيار همسايه ديگر باشد ويك وسيله سرد كننده براي او مهيا نكند،اگر روزي صدبار بگويد:الحمدلله ،هرگز گمان نبرد كه شاكر است .
از اين حديث استفاده مي شودكه شكر نعمت امكانات مادي ،آن است كه حقش ادا شود.
بخشي از مشكلات اجتماعي بايد به وسيله اداي حقوقي كه خداوند در مال انسانها قرار داده ،برطرف شود، مگر مي شود بدون اداي حقوق مالي ،مشكلات اجتماعي را از بين برد؟احسان،انفاق واداي حق به عنوان يك شكر قطعي در مقام اداي وظيفه شاكريت است .
در روايات دستور العمل هاي زيادي درباره كسي كه بخواهد واقعا شاكر باشد وبه وظيفه خود عمل كند ،رسيده است.
3-"ماشكرت النعم بمثل بذل"
"هيچ شكري در مقام سپاس از نعمت هايي كه در دست انسان است ،بهتر از بذل آن نعمت نيست وعالي ترين نوع شكر ،بذل نعمت است."
لذا بايد بذل نعمت باشد تا شكر نعمت به جاي آورده شود .البته قلب وزبان نيز لازم است .
4-"اذاانعمت بالنعمه فقد قضيت شكرها"
"اگر نعمتي را در اختيار ديگران گذاشتيد وشكر آن را به جاي آورديد."
به عبارت ديگر وقتي نسبت به نعمتي انعام كرديم واين نعمت را در اختيار ديگران هم قرار داديم ،شكر نعمت رابه طور كامل انجام داده ايم.
5-امام علي بن ابي طالب عليه السلام مي فرمايد:"شكرالمومن يظهرفي عمله"
"سپاس مومن در رفتار او آشكار ميشود."
آيابا بياني واضح تر از اين مي توان ابعاد شكر را مشخص ساخت؟امام صادق عليه السلام با چه بياني بفرمايد كه هر چه بگوييد :شكرالله ،شكرالله،شكر به جاي نياورده ايد .درست است كه حسنه انجام شده ،اما اگر به مقتضاي اين شكرالله عمل نكنيد ،شكر واقعي نيست .اگر مي خواهيد بدانيد مومن،شكرگزار است يانه ،ببينيد در عمل چگونه است .اگر نعمتي دارد كه در جهت خدمت به مردم استفاده مي كند ودر مقابل هر نعمت ،تكليفي را كه خدا به گردن او قرار داده است ،عمل مي كند ،بگوييد آن مومن شاكر است .شكر مومن فقط به زبان او جاري نيست ،بلكه شكر،در تمامي اندامها ،رفتار وزندگي او جريان دارد .عمل او ،معاشرت او ،كمك به افراد ،حركت در جامعه وتوجه به مسائل مردم ،همه جلوه هايي از شكر در زندگي او هستند.

برگرفته از کتاب :شکر در آینه وحی

نویسنده:غلامعلی نعیم آبادی

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

  1. خطبه ها
  2. آخرین اخبار